محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

383

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

تا براى بازپس گرفتن تخت پادشاهى خويش فرصتى فراچنگ آرد . چون سانچوى كبير پادشاه ناوار يا پادشاه اسپانيا در سال 1035 م بمرد ، برمودو توانست جزئى از املاكش را منتزع نمايد و در دربار خود اقامت جويد . ميان او و دامادش فرناندو پادشاه قشتاله جنگ درگرفت و دو سال به طول انجاميد . سپس برخورد سختى در تامارون در سال 1037 م به وجود آمد و در اين نبرد برمودو كشته شد و چون فرزندى از او برجاى نماند فرناندو به حكم خويشاوندى و وراثت بر مملكت ليون استيلا يافت و پادشاه مملكت واحد قشتاله و ليون گرديد . با قتل برمودوى سوم نسل پادشاهان مسيحى اسپانيا كه از زمان گتها و آغاز پيدايش مملكت اشتوريش و جليقيه و ليون در اواخر قرن هشتم ميلادى حكومت مىكردند ، برافتاد ، همچنانكه پيش از آن نسل امراى قشتاله برافتاده بود . 1 سانچوى كبير پيش از مرگ خود مملكت را ميان چهار پسرش تقسيم كرد . فرناندو را فرمانروايى قشتاله و ليون و جليقيه داد و گارسيا پسر بزرگ خود را امارت ميهن اصلى يعنى ناوار - از غرب پيرنه تا سرچشمه‌هاى ابرو - و پسر غيرشرعى خود راميرو را حكومت باريكه‌اى كه از ناوار تا در بند شزروا كه از شمال به جنوب كشيده شده بود و مملكت آراگون ناميده مىشد بخشيد و پسر چهارم گونزالو را منطقهء كوچكى در اواسط جبال پيرنه به نام سوبرابى و ريباجرسا داد . بدين‌گونه ممالك اسپانياى مسيحى با اين تقسيم به چهار قسمت شد و اين غير از امارت برشلونهء فرنگى در شمال شرقى اسپانيا بود كه رامون برنگر اول رئيس خاندان برنگر بر آن حكم مىراند . به سبب اين تقسيم يك سلسله جنگهاى داخلى ميان برادران برپا شد . آغاز آنها از ميان رفتن مملكت كوچك سوبرابى بود كه امير آن گونزالو به هنگام بازگشتش از شكارگاه در سال 1038 م ناگهان به قتل رسيد و مردم سوبرابى برادرش راميرو امير آراگون را به جاى او برگزيدند تا بر ولايتشان حكومت كند و بدين‌گونه دو امارت